سه‌شنبه ۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

هنر از نگاه
میکل آنژ، پیکاسو، ونگوک

فرشته ای را درقطعه سنگ مرمری دیدم و آن قدر آن سنگ را تراشیدم تا او را آزاد کردم.
میکل آنژ
اگر مردم میدانستندکه چه سخت کوشیده ام تاچنین تبحری را به دست آورم، دیگر تبحر من برایشان حیرت انگیز نبود.
میکل آنژ
هنر دروغی است که حقیقت را بیان میکند.
پیکاسو
هنر چیزی نیست جز تنهایی و کارگاه هنری چیزی نیست جز شکنجه گاه. الکساندر لیبرمان
هنر، آنچه را طبیعت از تکمیل آن ناتوان است کامل میکند.
ارسطو
در کاری هنری میتوان حقایق و جزيیات معتبر بیشتری یافت تا در کتاب تاریخی.
چارلی چاپلین

سه‌شنبه ۳۰ ژوئن ۲۰۰۹


نظری به تاریخچه ی دف


دف و دپ اسم صوت است و صدایی است که از کوبیدن ضربه ای به پوست دف برمی آید.ساز دف از متداول ترین و اساسی ترین نمونه ی آلات ضربی (سازهای کوبه ای) یا «آلات ایقاعی» روزگاران قدیم به شمار می آید. در فرهنگنامه ی موسیقی ایران آمده: دف، دایره ای است از چوب که بر روی آن پوست کشیده اند. در برخی مناطق، حلقه هایی نیز بدان آویزان کنند و در مجالس سماع صوفیان، اشعار مذهبی و عرفانی را با آهنگهای دل انگیز و جان سوز در دستگاه های مختلف، و نیز ریتمهای متفاوت به همراهی دف میخوانند، و مجلس آنان شور است و شوق است و نیایش.
در فرهنگ معین آمده: دف چنبری است که پوستی بر آن چسبانند و قوالان، آن را با سر انگشت نوازند.
ساکس می نویسد: دف (فارسی، عربی، ترکی و آلبانیایی) همان دایره است.ضمن اینکه این لفظ در مصر و آلبانی به طور کلی معنای دایره را می دهد.در الجزایر ساز مخصوصی است با قاب چهارگوش که دارای دو پوست است و پشت این پوست را از داخل چهار تار زهی کشیده اند.
در نقش برجسته شکار گوزن در طاق بستان، دو نوازنده یکی از سوی چپ نای یا سورنای مینوازد، و دیگری ساز چهارگوشی در دست دارد که نوعی دف مربع شکل میباشد. شکل دستهای نوازنده ی این ساز به گونه ای است که بیشتر از هر چیز مؤید این نظریه است که دف از دوره ی باستان مورد توجه بوده است.این نوع دف، یعنی دف چهارگوش، هنوز هم در مصر و سوریه رواج دارد و قاب آن به شکل قالب خشت مالان است.